راه ترقی - ایران /مرد مسلح که در یک درگیری مرتکب قتل شده بود با تبرئه از اتهام قتل عمد در دادگاه کیفری یک استان تهران به پرداخت دیه و حبس محکوم شد.
خرداد امسال گزارش یک درگیری مرگبار در طاق بستان کرمانشاه از سوی چند شهروند به پلیس اعلام شد. پس از آن مأموران به محل درگیری اعزام شدند.
بررسیهای اولیه نشان میداد که چند پسر جوان با عربدهکشی در خیابان قصد قدرتنمایی داشته و سپس با چاقو و قمه اقدام به شکستن شیشه تعدادی از مغازهها کرده بودند. در این میان مرد جوانی که مسلح بود وارد درگیری شده و اقدام به شلیک چند گلوله کرده که در نهایت یکی از پسرها با گلوله به قتل رسید. ضارب هم پیش از رسیدن مأموران محل را ترک کرد.
در ادامه جسد مقتول به پزشکی قانونی منتقل شد و یک روز بعد هم مأموران متهم به قتل را دستگیر کردند. وی در جریان بازجویی به مأموران گفت: «من به خاطر شغلم مجوز حمل سلاح دارم. روز حادثه برای تفریح با خانوادهام به طاقبستان رفته بودیم که متوجه شدم چند پسر جوان خیابان را بسته و با چاقو و قمه قدرتنمایی میکنند. بعد از دقایقی آنها به چند مغازه حمله کردند و وسایل یک اغذیه فروشی را تخریب و شیشههای چند مغازه را شکستند و با صدای بلند فحشهای ناموسی میدادند. من هم برای اینکه جلوی آنها را بگیرم با کلت سازمانی یک تیر هوایی شلیک کردم، اما آنها با چاقو و قمه به سمت ماشینم حمله کردند و من هم برای نجات جان خود و خانوادهام تیراندازی کردم که یکی از گلولهها ناخواسته به یکی از آنها برخورد کرد.»
وی افزود: «پس از آن بلافاصله با خانوادهام محل را ترک کردم و با سازمانم تماس گرفتم و موضوع را تعریف کردم و گفتم که برای نجات جانم ناچار شدم از اسلحه استفاده کنم.»
![]()
با دستگیری دوستان مقتول یکی از آنها به پلیس گفت: «یکی از دوستانمان به دختر جوانی علاقهمند بود و میخواست با او ازدواج کند، اما مرد جوانی به خواستگاری آن دختر رفت و با او ازدواج کرد. از آنجا که دوستمان ناراحت بود میخواستیم با قدرتنمایی مقابل خانه تازه داماد او را بترسانیم.» با تکمیل تحقیقات پلیسی، چون متهم از مقامات ارشد نظامی بود پرونده با صدور کیفرخواست به اتهام قتل عمدی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای این جلسه مادر مقتول به قضات گفت: «متهم بعد از قتل پسرم حتی یک بار هم برای دلجویی با ما تماس نگرفت. به همین خاطر درخواست قصاص دارم.»
سپس متهم به جایگاه رفت و با تکرار اظهاراتش در بازجوییها گفت: «من برای نجات جان خودم و خانوادهام ناچار به شلیک شدم.»
قاضی پرسید: «با توجه به رتبه نظامی و آموزشهایی که دیدهاید چرا گلوله را به نقطه خطرناکی شلیک کردید؟»
متهم جواب داد: «اصلاً قصدم شلیک به سمت آنها نبود. از آنجا که آنها به سمت ما میآمدند گلوله ناخواسته به سینه او خورد و حالا هم پشیمان و ناراحت هستم.»
در پایان جلسه قضات با توجه به مدرکهای موجود در پرونده و اظهارات شاهدان متهم را از اتهام قتل عمدی تبرئه و به خاطر قتل غیرعمد به پرداخت دیه محکوم کردند. همچنین وی به خاطر رعایت نکردن اصول تیراندازی به یک سال حبس محکوم شد.